|
یاد باد آن روزگاران یاد باد
|
||
|
|
هوالمحبوب
با سلام
دوست بسیار خوب و فهیمم جناب سروش در وبلاگ ناگفته ها مطلب بسیار زیبایی در خصوص جناب پالیزدار نوشته که واقعا جالب است و بهتر دیدم برای بسط و گسترش این مطلب بدون کم و کاست در این سایت هم آورده شود اما روسیاهی برای کسانی که بعد از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری یک شبه عدالتخواه شدند و زمین و زمان را به هم می بافند که ثابت کنند واقعا عدالتخواه هستند می ماند که در قضیه پالیزدار از هر ظالمی بیشتر نسبت به این فرد ظلم کردند سایت رجاء نیوز سایت تابناک ودهها سایت و و بلاگ دیگر از جناحهای مختلف که این همدلی آنها جای تعجب دارد .
به هر صوت این روزها هم می گذرد دوست خوبم سروش اشاره جالبی فرمودند پس اینهمه شعار که دانه درشتها را معرفی کنید چی شد براستی دانه درشتها از دید شما چه کسانی هستند ؟ من باور دارم شماها مدعیان دروغین عدالتخواهی از هر ترسویی ترسوترید شما می ترسید دکانی که ساخته اید خراب شود شما برای مصلحت دین و انقلاب نیست که سکوت می کنید شما تنها به مصلحت خودتان می اندیشید.
چرا تهدید پالیزدار را به فرصت تبدیل نمی کنید؟
تبدیل تهدید به فرصت شعاری است که در این سالها بارها و بارها از مسئولین و نخبگان سیاسی و مذهبی مان می شنویم به عنوان مثال حضور آمریکایی ها در منطقه تهدید است اما از طرفی همین حضور در همسایگی ما و جناح دادن نیروهایشان نوعی فرصت است چون دیگر لازم نیست برای ضربه زدن موشکی با برد 8000 کیلومتر بسازیم . حال سوال این است که بزرگانی که داعیه توانایی تبدیل تهدید های آمریکای ابرقدرت به فرصت را دارند چگونه است که در مقابل کسی مانند عباس پالیزدار ، دکتر قلابی و جاسوس و سارق اسناد نظامی * و مفسد اقتصادی فعلی و مفسد فی الارض بعدی ، اینقدر منفعلانه عمل می کنند؟! آیا پالیزدار از آمریکای جهان خوار قدرتمند تر است ؟ فراموش نکنیم پالیزدار حرف جدیدی نزده فقط حرفهای درگوشی بین عوام را بلند گفته به عبارت دیگر تشویش اذهان عمومی نکرده بلکه صدای ذهن مشوش جامعه را فریاد کرده و به گوش مسئولین هم رسانده ، حالا مثلآ عوام ممکن است درباره فلان آیت الله حرف نمی زدند و درباره آن یکی می گفتند یا فلان سردار را نمی گفتند و آن یکی را می گفتند اما حالا که این حرفهای درگوشی را شنیدید بهترین فرصت است که همگان بدانند سران و نخبگان سیاسی ما پاکترین ها هستند و اسنادی ارائه کنید که آن حرفها کذب بوده و اینکه گفته شود " آخر وقتی چیزی وجود ندارد سند چه چیز را ارائه کنند ؟ " یک توجیه غیر قابل قبول است ، اسناد همان هیچ چیز را ، اصلآ مانند رئیس جمهور اسناد اموال شخصی شان را منتشر کنید و اگر نمی توانید به پالیزدار بگویید برای حرفهایت سند ارائه کن و در اختیار رسانه ها قرار بده و بگو آن یک سوم جزیره کیش و یا معادن و یا امتیاز تاراج و صادرات چوبهای جنگلی شمال را از کجا فهمیدی متعلق به چه کسانی است ؟ و یا چند نفر از همان روستاییان شمالی که گفتی بازداشت شده اند را بیاور. عجیب است که در این باره از امام جمعه و سخنگوهای قوا تا آبدارچی ها و مستخدم های قوا حرف می زنند و مصاحبه می کنند اما فرصت صحبت به خود پالیزدار داده نمی شود . حتی خبرگزاریهای به اصطلاح عدالتخواه هم با همه مصاحبه کردند جز خود متهم . پالیزدار سنگ محک قوی بود که خبرگزاریها و حتی وبلاگها را بشناسیم و بفهمیم کدام عملکرد عدالتخواهی دارد و کدام برچسب . من قضاوت نمی کنم که پالیزدار راست گفته یا دروغ اما حرف من این است که به مجرم و متهم هم فرصت دفاع می دهند و اینکه یکباره پالیزدار جزامی می شود و کسی جرات نزدیک شدن به او را ندارد از خود سخنرانی شبهه افکن تر است . تنها عده کمی مثل بعضی اعضای جنبش عدالتخواه و سایت عدالتخانه یا سایت جنبش عدالتخواه نظرات نسبتآ معتدلی ارائه دادند هر چند آن هم جای بحث دارد ، مثلآ یکی از اعضا گفته : روش مسئولین با پالیزدار را اشتباه می دانیم هرچند روش پالیزدار که بدون در نظر گرفتن مصالح و آب به آسیاب دشمن ریختن بود را هم اشتباه می دانیم . اعضای محترم، اگر پس از بررسی در فضایی عادلانه و بی طرف مشخص شد که پالیزدار دروغ گفته که باید مجازات شود و اطمینان مردم به مسئولینشان هم چند برابر می شود اما اگر حقیقت را گفته باشد تا کی باید با توجیه دشمن خارجی ، درون را متلاشی کرد ؟ مگر شما نمی گفتید که باید اسامی دانه درشتها اعلام شود ؟ تا کی باید مدام تکرار شود بعضی می خورند و بعضی می برند و بعضی می کشند و ادامه......
هوالمحبوب
با سلام
مطلب زیر را از گروه مبین در ایمیلم گرفتم حرف حساب جواب نداره فکر می کنم نحوه برخورد با پالیزدار خیلی ناجوانمردانه بود رجاء نیوز در این قصه فردا چه جوابی می تواند بدهد جدا چرا یک دفعه پالیزدار تبدیل به مفسد اقتصادی شد حامیان رجاء نیوز و دیگر سایتهایی که او را مفسد اقتصادی نامیدند تا جواب اتهامات او را ندهند چه کسانی هستند قصه امروز سایت خبری رجاء نیوز همانند قصه دیروز بازتاب است کجاست آن فریاد عدالتخواهی که می کشیدید کاری که شما می کنید فردا دیگر هیچ کس جرعت حرف زدن پیدا نخواهد کرد این خیانت به انقلاب و شهدای این انقلاب است این اشخاصی که پالیزدار نام برده باید ثابت کنند اتهامات او دروغ است نه اینکه او را دستگیر کنند و بفرستندش جایی که عرب نی انداخت باید او نیز پاسخگوی اتهاماتش باشد در این کشور همه باید پاسخگو باشند رجاء نیوز برای اینکه از این سوی دیوار سقوط نکند از پشت دیوار سقوط کرده است برای رجاء نیوز واقعا متاسفم.
سمی مهلک برای آینده سیاسی کشور؛
چرا به جای "ما قال"
به من قال میپردازید؟!
اظهار نظر یک فرد که گفته می شود از اعضای هیئت تحقیق و تفحص قوه قضائیه در مجلس بوده است این روزها به جنجالی بزرگ مبدل شد. این ماجرا با حمله بی سابقه و سراسری جریان ها به "شخص وی" در حال دنبال شدن است. این درحالی است که تا کنون هیچ اقدامی از سوی گروه ها در مقام تکذیب یا رد ادعاهای مطرح شده از طرف پالیزدار صورت نگرفته است.
آسیب شناسی خط مشی های سیاسی و واکنش های جریان ها به رویدادهای جاری در برگیرنده نکاتی است که اهمیت آنها برکسی پوشیده نیست.
پالیزدار در گفتگو با رسانه های خارجی که خود جای سوال دارد و البته صحت انجام این گفتگوها نیز محل پرسش دارد، عنوان نموده که مسوول اجرائی تحقیق و تفحص از قوه قضائیه در سازمان بازرسی کل کشور بوده است. وی پس از آنکه اتهامات سنگینی را به برخی افراد وارد کرد با واکنش تند برخی جریان ها روبرو شد.
از سویی جریان های رسانه ای خاص با تمرکز بر روی شخصیت وی تمام توان خود را به کار بردند تا شخص مورد نظر را با عباراتی همچون جعل عنوان، مفسد اقتصادی و چندین اتهام دیگر معرفی کنند که مخاطب در نخستین برخورد با این هجمه قبل از هر چیز به این سمت و سو سوق پیدا می کند که پالیزدار دروغگو و شیاد است.
سوال اساسی و مهم این است که چرا به جای حمله به شخصیت فردی پالیزدار، هیچ کس اتهامات مطرح شده از جانب وی را تکذیب نمی کند؟!
در ماجرای شهرام جزایری نیز به محض آنکه وی در جایگاه متهم و زندانی قرار گرفت برخی جریان ها به سرعت به واکاوی پیشینه زندگی و مشی خانوادگی وی پرداختند و جریان های مختلف در مقام روان شناس تلاش کردند تصویر مشمئز کننده ای از شخصیت وی ارائه دهند. مشکل اینجاست که اساسا وقتی اتهامی مطرح می شود که جنبه عمومی دارد، بازیگران سیاسی در صحنه ملی با قدرتی خارق العاده تلاش می کنند با نادیده گرفتن اصل اتهام و پاسخ مناسب به آن، موج حملات را به شخصیت افراد روانه کنند.
در پیش گرفتن این روش برای آینده سیاسی کشور سهمی مهلک بحساب می آید چرا که صرفنظر از ماجرای پالیزدار، بدعت هائی در فضای سیاسی کشور باب میشود که دیر یا زود گریبان خود هجمه کنندگان به شخصیت افراد راخواهد گرفت.
در تاریخ اسلام نمونه های فراوانی از جدال احسن توام با منطق و عقلانیت مشاهده شده است. در سیره امامان معصوم نیز رسم این بوده که با مخالفان و اتهام زنندگان به نرمی گفتگو شده و اتهامات مخالفان یک به یک و با استناد به مدارک بررسی می شده است.
ماجرای پالیزدار و ادعاهای مطرح شده از جانب وی، تلاش سازماندهی شده برخی جریان های مشخص برای انداختن هماهنگ توپ به زمین جریانی دیگر و به عبارتی زمینه چینی از موضوعی خاص برای تخریب یک گروه سیاسی دیگر است.
نکته دیگر نیز برخورد قوه قضائیه با این فرد و همچنین اطلاع رسانی در مورد وی بوده است؛ اگر نامبرده متخلف است و اظهاراتش غیرقانونی است باید به سرعت اظهارات و خود شخص تکذیب و طبق قانون با وی برخورد میشد و اگر به تازگی و یکباره اسنادی از وی در مورد فساد اقتصادی رو شده است(!!) باید پرسید آیا با همه مفسدان اقتصادی این گونه رفتار میشود که تا جایی سر از محل امن خود بر نیاورند، قانون با آنها کاری ندار؟
یک نکته مهم برای همه:
گروه جنایتکار تحکیم وحشت (وحدت)در دانشگاهها در صدد پروژه ای دیگر در جهت ناآرامیست بنده نیز فیلم دانشگاه زنجان را دیدم کاملا مشخص است که این یک سناریو برای ناآرام کردن فضای دانشگاههاست نیروهای انقلابی و ارزشی دانشگاهها دچار احساسات نشوند و با هوشیاری تمام جوانب را در نظر داشته باشند این گروه جنایتکار باید بداند در مقابل ایجاد ناامنی در کشور با قدرت در مقابلش ایستادگی خواهیم کرد
وبلاگ خبری صدرا : همان طور که شنیدید، عباس پالیزار که من هم او را نمی شناسم و از عضو رایحه خوش خدمت گرفته تا کارشناس مرکز پژوهش های مجلس و دبیر کمیته تحقیق و تفحص قوه قضائیه از سمت های او ذکر شده (البته همگی به اتفاق تکذیب کرده اند!)، روز شنبه چهاردهم اردیبهشت 87 در جمع دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان بی هیچ رودربایستی دست به افشاگری پشت پرده های مفاسد اقتصادی کشور زد.
با عرض پوزش از همه آقایانی که اسامی آنها ذکر شده، بخش هایی از سخنان این آقا در این مجلس را ببینید...
یکی از آقایان علما آمد گفت: یک پسر معلول جسمی دارم و می خواهم یک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم زیر نظر خودم باشد. ما هم موسسه را ثبت کردیم. بعد آمد گفت که آقا من ساپورت مالی می خواهم فلان معدن سنگ دهبید فارس را که بهترین معدن سنگ دنیاست به من بدهید. بعد از چند وقت گفت کم است، معدن دیگری در زنجان را هم به من واگذار کنید و تا به حال این آقا چهار معدن را تصاحب کرده به بهانه ساپورت یک موسسه توانبخشی. در این زمان دانشجویان با اصرار خواستند که نام این شخص چیست. پالیزار گفت: آیت الله امامی کاشانی عضو شورای نگهبان و یکی از چهار امام جمعه موقت اما پای ثابت تهران
(دوباره در پی اصرار دانشجویان که نام این آیت الله را می خواستند پالیزار گفت این شخص آیت الله یزدی رییس سابق قوه قضاییه و دبیر جدید جامعه روحانیت حوزه علمیه قم است که چاپلوسانه ترین نامه تاریخ جمهوری اسلامی را اخیرا برای رهبر نوشت. او به همراه محمد علی شرعی نماینده مجلس خبرگان استان قم )
خوب مجددا آقای آیت الله یزدی نامه ای می نویسد برای آقای فروزش وزیر صنایع که پسرم حمید بی کار است. ترتیبی فرمایید از جنگل های شمال در جهت صادرات چوب بهرمند شود. جالب است که حمید یزدی دراین زمان در قوه قضاییه مدیر کل بود. یعنی بی کار نبود و به این صورت جنگل های شمال را به تاراج بردند. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی زندان در شمال شد.
کارخانه ایران خوردو بدون هیچ ضابطه ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به نصف قیمت داد و بقیه اش را هم به اقساط که خیلی که ماشین به نامشان شد این قسط را هم نپرداختند. اما همین بذل و بخشش باعث شد صدای خیلی ها در بیاید. مثلا یکباره بنیادی به نام بنیاد نهج البلاغه آمد گفت که آقا ما هم پانصد تا ماشین با این تسهیلات می خواهیم. حالا فکر می کنید چه کسانی هستند اعضای این بنیاد نهج البلاغه. آقای علی اکبر ناطق نوری، رفیق دوست، عسگر اولادی، حسین دین پرور و معزی
بعد از این ماجرا باشگاه پرسپولیس به سرپرستی عابدینی و بنیادی به نام همگرایی اندیشه هم صدایشان درآمد که آقا ما هم از این ماشین ها می خواهیم. لازم به گفتن است که بنیاد “همگرایی اندیشه” متعلق به حجت الاسلام فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات و آیت الله علم الهدی امام جمعه حجاب پرور مشهد است.
دوازده معدن بزرگ در خراسان متعلق به آیت الله واعظ طبسی است و پرونده المکاسب هم که مربوط به آقازاده واعظ طبسی است.
قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام که هزار و صد پرونده قاچاق کالا دارد اما هنوز موفق به بازداشتش نمی شدیم چرا که تحت الحمایه آقایی ناطق نوری بود.
در مورد قاچاق سیگار و اینکه اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج کرده و کارگران این کارخانه ها را بیکار.
موضوع مهم دیگر که او اشاره کرد در مورد سقوط دو هواپیما و دلایلش بود.یکی شهید کاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود. پرونده ای هزار صفحه ای این را می گوید. ( این که چه کسی در این ماجرا دست داشته حرفی نزد) اما در مورد سقوط هواپیمای شهید کاظمی (فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه که حدود دو سال پیش هلیکوپترش در غرب ایران سقوط کرد) شهید کاظمی معدن خاک سرخ هرمز را که متعلق به آیت الله خزعلی بود را به علت تخلفات مسدود کرد. بعد از این ماجرا هواپیمایش سقوط کرد. البته صددرصد مشخص نیست که سقوط هواپیما عمدی بوده یا نه!
در مورد سلطان شکر و مافیای شکر باید بگویم که آنها حاضر بودند 700 میلیارد بدهند که پرونده را از زیر ضرب بیرون ببرند. در مافیای شکر “مدلل” کارگزار و داماد یکی از علمای اعلام(آیت الله مصباح یزدی و یا مکارم شیرازی) است.
یک سوم جزیره کیش-پارک جنگلی چیتگر به پرونده مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بر می گردد. در حال حاضر پول هندوانه مصرفی استبل اسب های دختر هاشمی روزی یکصد هزار تومان است. شرکت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در کانادا را هم دیگر که قابل گفتن نیست.
پسر وسطی هاشمی به نام مهدی که در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت می کرد با استخدام زیباترین دختران از آنها سوء استفاده هایی می کرد که فیلم آن از اتاق او کشف شد
هوالمحبوب
با سلام
هفته پیش از سفر عشق بازگشتم جای همه دوستان خالی انشاالله قسمت همه شما بشود البته خاطرات سفرم را کامل نوشته ام اما تنها چند نکته در طول سفر برایم جالب بود و ناراحت کننده که عرض می کنم.
۱- معطلی بی اندازه در هنگام عبور از شهر مهران و گرفتن عوارضی زیاد توسط شهرداری مهران از زائران در حالیکه هیچگونه امکانات رفاهی برای زائرانی که ساعتها می بایست منتظر باشند تهیه نشده است.
۲- معطلی زیاد زائران در گرما در گمرک ایران پشت درب گمرک عراق که بازهم هیچگونه امکانات رفاهی دیده نشده و تنها دستشویی آنجا نیز بسیار کثیف و بعضا غیر قابل استفاده بود.
۳- در قسمت گمرک عراق برای زائرین صندلی هایی قرار داده بودند گذشته از قیافه نحس و متکبر نظامیان امریکایی که مجبور به تحمل آنها بودیم ، بعضا عدم هماهنگی کاروانهای خودی باعث سردرگرمی زائرین شده بود خودم شاهد بودم مدیر یک کاروان که از کرمانشاه زائر آورده بود متاسفانه با دادن رشوه به مامور عراقی نوبت دیگر کاروانها به نفع کاروان خودش را برای دادن پاسپورت و عبور از مرز گرفت و البته لابد اینهم نوعی .... می باشد که البته همین مدیر کاروان دقیقا همین کار را در هنگام برگشت انجام داد که مورد انتقاد مدیر کاروان ما واقع شد.
۴-متاسفانه نیروهای جنایتکار امریکایی از زائرینی که زیر چهل سال بودند انگشت نگاری و عکس گرفته و از آنها بازجویی می کردند و این بر می گردد به ضعف وزارت خارجه ما ظاهرا هرکاری این جنایتکاران بخواهند می توانند انجام بدهند اما وزارت خارجه ما عرضه مقابله به مثل را ندارد .
۵- متاسفانه سازمان حج و زیارت هم با نام مخفف شمسا در سرویس دهی به زائرین کوتاهی می کند البته سفر کرب و بلا هرگز بدون مشکل نبوده و این را مدیر کاروان ما مرتب به ما می گفت و ما هم اصلا از وضعیت خودمان ناراحت نبودیم این سفر ارزش هر سختی را برایمان داشت اما به گفته همه دوستان شمسا از این حس زائرین کمال سوءاستفاده را می کند و ظاهرا در طول سفر دوستان می گفتند سازمان حج و زیارت هم قیمت سفر را بالا برده است و هم مدت سفر را کم کرده است و هم شهرهایی مثل کاظمین و سامرا را به علت امکان خطرناک بودن از برنامه سفر حذف کرده است و....
۶- در سفر به نجف وزیارت قبر مولای متقیان علی (ع) مطلبی که باعث ناراحتی همه زائرین شده بود عدم نظافت شهر و حالت مخروبه بودن آن بود حتی حرم مولای همه متقیان از این قاعده مستثنی نبود بطوریکه حاج آقا امیرحسینی که شاید تنها بازمانده گروه فدائیان اسلام باشد و در این سفر ما را همراهی می کرد مرتب اظهار ناراحتی می کرد و می گفت وقت بگیریم برویم پیش آیت الله سیستانی و بگوییم این چه وضعی هست و این در شان شهری که حرم مولای متقیان و امام اول شیعیان و حوزه علمیه بزرگ نجف در آن هست نمی باشد و حتی ظاهرا پریشب که به دیدارش رفته بودیم تعدادی نامه هم در این خصوص برای مسئولین نوشته بود.
۷- نکته بسیار غم انگیز در این سفر وضعیت شهرهای عراق بود انگار در طول مسیر گرد مرگ پاشیده بودند انگار این سرزمین نفرین شده بود در طول مسیر رودخانه های بسیار زیاد با آب فراوان می دیدیم اما دریغ از ابادانی در طول مسیر تیکه به تیکه نیروهای امنیتی عراقی ایستاده بودند بعضا نوع برخوردشان ادم را یاد ماموران بعثی می انداخت حتی از مرز که رد شدیم به مقر نیروهای سوئدی اگر اشتباه نکنم رسیدیم یک سرباز منگل سوئدی فقط بخاطر اینکه راننده ما می خواست به نوبت رد شود یک ساعت ما را نگه داشت و ماشینهای دیگر را رد کرد یعنی واقعا مردم را تحقیر می کردند در اتوبان بغداد به یک ستون امریکایی برخوردیم به فاصله یک کیلومتری هیچ ماشینی اجازه نداشت به آنها نزدیک شود ومدت زیادی منتظر شدیم تا ماموران امنیتی همراه ما، ما را از لاین دیگر اتوبان عبور دادند و هنگام برگشتبه ایران گرد و غباری که در کل مسیر همراه ما بود غم ما را از این سرزمینی که مدفن عزیزترین رهبران دینی ماست و در اشغال جنایتکارترین انسانها و حکومتهای روی زمین است بیشتر می کرد غمی که شاید تنها با مرگ متجاوزان درمان شود.
و اما این سفربرای من بسیار عالی بود خدا قسمت کنه همه شما به زیارت آقا و مولایمان حضرت علی(ع) بروید و در کنار قبر مولایمان نماز بگذارید در مسجد سهله و در مسجد کوفه وکنار قبر شش گوشه سید و سالار همه شهیدان تاریخ حسین ابن علی (ع) و قمر بنی هاشم این سردار عشق نماز عشق بخوانید و برای استجابت دعایتان خوبترین انسانهای روی زمین را واسطه قرار دهید و از آنها بخواهید هم شفیع شما و هم دوستانتان شوند و مرا هم بی نصیب از دعایتان نگذارید .التماس دعا


امیدوارم هر چه زودتر امریکائیهای جنایتکار و متکبر شرشان را از سرزمین عراق کم کرده و گورشان را گم کنند و مردم عراق تحت زعامت علمای بزرگ نجف حکومتی الهی را جایگزین حکومتهای وابسته بکنند. آمین
هوالمحبوب
با سلام
همه عمرم آرزو داشتم به پابوس حرم مطهر امام علی (ع) و فرزندان برومندش در نجف و کربلا بروم و انگار قراره آرزویم برآورده شود و اگر مشکلاتی به وجود نیاید انشالله به زودی عازم زیارت حرم مطهر آن عزیزان می شوم و این مطلب را از این جهت نوشتم که از همه دوستان وبلاگ نویسم هم خداحافظی کنم و هم از همه آنها حلالیت بطلبم . دعا کنید آرزویم برآورده شود.
تشکر از صدا و سیما
دوستانی که نظرات سابق بنده را در خصوص صدا و سیما خوانده اند می دانند خیلی به صدا و سیما انتقاد داشته و دارم البته همیشه هم تاکید کرده ام در صدا و سیما نیروهای بسیار ارزشی وجود دارند که مسلما این نیروهای ارزشی برنامه های خوبی هم تولید می کنند امروز می خواهم قبل از سفرم بجای انتقاد از صدا و سیما از آنها و مخصوصا یکی از برنامه های رادیو تشکر کنم و از خدا برای همه مجریان و دست اندرکاران برنامه سلامتی و موفقیت را بخواهم و امیدوارم همه برنامه های سیما در مسیر اصلاح و سازندگی روح و روان انسانها تولید شود بله شبکه رادیویی رادیو قرآن و شبکه ۶ و ۷و ۸ سیما به نظرم تقریبا در همان مسیر دانشگاه اسلامی گام بر می دارد رادیو قران واقعا عالیست و امیدوارم دیگر برنامه های صدا و سیما در همین مسیر گام بردارند.
مگر نمی شود طنز نوشت اما به کسی توهین نکرد؟ مگر نمی شود فیلم ساخت اما از وجود هنرپیشه های فاسد استفاده نکرد؟ مگر نمی شود فیلم ساخت اما از وجود کارگردانهایی که بجای اعتقاد به خدا و مردم اعتقاد به دشمنان خدا ومردم دارند استفاده نکرد ؟ مگر نمی شود از مجریانی در برنامه ها استفاده کرد که از جنس اعتقادات مردم هستند؟ بله می شود و امیدوارم که بشود.
هوالمحبوب
با سلام
با همه سختیهای این روزها با همه برنامه ریزیهای دشمنان انقلاب که در صددند مردم در انتخابات شرکت نکنند با همه بی انصافیها در لجن مال کردن زحمات دولت و با همه دشمنیهای اصلاحطلبان و جنایتکاران کارگزار ، جمعه به مردان و زنانی رای خواهیم داد که از جنس خودمان هستند از جنس مردم نه از جنس آقازاده ها نه از جنس مرفهین بی درد نه از جنس زالو صفتانی که ناجوانمردانه انقلاب را مصادره کرده اند و سرمایه داری لجام گسیخته را در کشور حاکم کرده اند
با همه وجودم فریاد می زنم نفرت ما به آنها که تقوی الهی ندارند آنهایی که با نام سازندگی ایران را به دامن سرمایه داری کشاندند و آنهایی که با نام اصلاحطلبی لیبرالیزیم را در کشور حاکم و جز ذلت ایران هیچ نمی خواستند نفرتی الهیست.
.jpg)
هوالمحبوب
با سلام
متاسفانه بعد از مدتها کلنجار سیستم قضایی فشل و ناکارآمد ما در زد و بند سیاسی دیگری حکمی بسیار احمقانه ای برای موسویان جاسوس صادر کرد دوست خوبم سروش به خوبی در خصوص این حکم توضیح داده است اما واقعا این یعنی عدالت !!!!! در مقابله با مفاسد اقتصادی سیستم قضایی با احکام و اعلام اسامی مفسدین اقتصادی رده پایین به ریش همه ملت ایران خندید و با نامردی مسیر مبارزه و مطالبات مردم را از آقازاده ها و مفسدین اقتصادی حقیقی به سمت چند خرده پا برگرداند و امروز نیز با صدور این حکم بار دیگر به شعور مردم ما توهین کرد امروز ظاهرا ابوموسی اشعریها قاضی القضات این سرزمین شده اند امروز سیستم اجرایی از یکسو با عدم برخورد با عوامل گرانی و عدم اعلام باند مافیا و قوه قضاییه با عدم برخورد با دشمنان ملت که با تشکیل باندهای مافیایی اقتصادی و سیاسی سعی می کنند روحیه ملت را در هم خرد کنند و مجلس بی خاصیت هفتم که طرحی را برای برخورد با جاسوسان و گرانفروشان و مفسدین اقتصادی و سیاسی ارائه نداد در پیشگاه خداوند و مردم ایران مسئولند.
خدایا از اینهمه نامردی به تو پناه می بریم
با این حکم بخنديم يا بميريم يا باز هم خفه خون بگيريم - ناگفته ها
بالآخره حکم موسويان کمي تا قسمتي صادر شد نمي دانم بايد به اينکه اين قوه قضائيه محترم و مقتدر در همين حد کمرنگ هم تلويحآ قبول کرده که موسويان حداقل جرمي مرتکب شده بايد خوشحال باشيم و بخنديم يا اينکه با اين حکم 5 سال انفصال از مشاغل ديپلماتيک و 2 سال حبس تعليقي ، از غصه بميريم يا باز هم خفه خون بگيريم ؟ معني ساده حکم دو سال حبس تعليقي يعني 2 سال اسمآ زنداني رسمآ آزاد به عبارت ساده تر يعني کشک و 5 سال انفصال از مشاغل ديپلماتيک هم يعني اينکه ايشان نمي تواند سفير يا ديپلمات باشد اما همچنان مي تواند در مرکز تحقيقات استراتژيک تشخيص مصلحت يعني همان جايي که قبل از اين حکم بوده و حتي مدريت هاي کلان تر رئيس و وکيل و نماينده و حتي وزير باشند به عبارت واضح تر اين حکم هم يعني کشک . اما دلايل اين احکام کشکي از خود احکام کشکي ترند دقت کنيد:
" اين که چرا دادگاه موسويان را بر اساس ماده 501 قاون مجازات اسلامي به جرم جاسوسي محکوم نکرده است، به نظر مي رسد با توجه به اين که يکي از عناصر مادي جرم جاسوسي عدم صلاحيت دسترسي جاسوس به اسناد طبقه شده و حصول مخفيانه آن اسناد است، دادگاه دريافته است که موسويان صلاحيت دسترسي به اسناد را داشته و يا به صورت غيرمخفيانه اين اسناد را دريافت کرده است و به همين علت موسويان را جاسوس ندانسته است " *
براي اينکه بهتر اين حکم را درک کنيد بايد موقعيت را عوض کنيم . فرض کنيم دکتر احمدي نژاد که به تمام اسرار طبقه بندي شده نظام دسترسي دارد اين اسناد را در اختيار شيطان بزرگ يا کوچک يا همين توله شيطان يعني فرانسه قرار دهد . و چون ايشان دسترسي به اسناد داشته اين کار جاسوسي نيست؟ آيا براي کسي قابل قبول مي شد؟ آيا رگ گردن اصولگرا و اصلاح طلب بالا نمي زد و آقايان خاتمي و هاشمي قبل از حکم دادگاه بنا به وظيفه ملي و مذهبي و ميهني و ... خودش و همه اطرافيانش را شخصآ اعدام نمي کردند ؟
اما حکم دوم يعني انفصال از خدمات ديپلماتيک : آنچه مسلم است تا 5 سال ديگر هم رياست جمهوري دست اصولگرايان است حالا يا احمدي نژاد يا کس ديگر و هيچ اصولگرايي حتي از نوع ظاهري اش نظير قاليباف ايشان را به عنوان سفير يا ديپلمات انتخاب نمي کرد اما ايشان پست مهمتري در مرکز تحقيقات تشخيص مصلحت دارند که در آنجا ابقا مي شوند يا حتي ارتقا مي يابند و هر پست مدريتي هم برايشان منعي ندارد به عبارت بهتر مثل اين است که من مرتکب جرمي شوم و برايم حکم صادر شود که تا 20 سال حق رياست جمهوري ندارم يا اصلآ تا ابد حق رياست جمهوري ندارم .
براي درک عادلانه بودن اين حکم هم کافي است فکر کنيد يک شهروند عادي و درجه چندم مثل من و شما که ارزشمان فقط به اندازه يک برگ راي است مي خواهيم در يک ارگان دولتي استخدام شويم مثلآ آبدارچي . تا دوران قنداقي را بررسي مي کنند که نکند کاري خلاف ميل آقايان کرده باشيم که اگر کرده باشيم صلاحيت چاي ريزي و زمين شويي را هم نداريم . عدالت موج مي زند نه؟ همه در برابر قانون برابرند !! باور نداريد ؟؟! به احکام نگاه کنيد تا باور کنيد.
اما دليل تخفيف حکم از اينها هم جالب تر است "رئيس دادگاه با توجه به اينكه نامبرده جزء خانواده محترم شهدا بود و در دستگاههاي اجرايي سوابق خدمت داشت، زندان وي را از تعزير به تعليق تبديل كرد." *


چون ايشان در دستگاه هاي اجرايي سابقه خدمت داشته پس تخفيف در حکم !!! اين قاضي محترم نگفته مثلآ اگر ايشان سابقه اجرايي نمي داشت چگونه با دوستان انگليسي ارتباط پيدا مي کرد ؟ مثل اين است که بگوييم قصابي به مدت دو سال به مردم گوشت مردار سگ مي داده و پس از اطلاع مراجع قضايي با توجه به اينکه اين قصاب سابقه قصابي داشته و چندين سال گوشت مردار نداده براي ايشان تخفيف ويژه قائل شدند . اما در مورد خانواده شهدا بودن ايشان جاي تقدير دارد که دستگاه قضا تا اين حد حرمت خون شهدا را نگاه مي دارد و براي خانواده شان هم ارزش قائل است . راستي رنگ خون فرزند شهيد ننه حشمت ** با خون اين شهيد خيلي فرق داشت؟ حتمآ داشته ديگر وگرنه شما که اشتباه نمي کنيد !!
اما حرف وکيل موسويان از اين احکام هم جالب تر يا به قولي کشکي تر است. "وکيل سيد حسين موسويان در گفتگو با مهر افزود: جلسه رسيدگي دادگاه صرفاً در يک جلسه در 10/1/87 برگزار شد و قاضي نيز راي خود را برا ساس ذيل ماده 505 قانون مجازات اسلامي صادر نمود که اين قسمت بدين معناست که موکل قصد جمع آوري اسناد جهت ارائه به ديگران را داشته اما در عمل اسنادي به ديگران ارائه نکرده است. " ****
اگر ارائه نکرده پس آن مکالمات تلفني و آن صحبت هاي وزارت اطلاعات که در خبرنامه ها منتشر شد چه بوده؟ جهت ياد آوري موکل به برخي موارد توجه کنيد :
" -موسويان اطلاعاتي از مسائل مختلف كشور بويژه مسايل هسته اي كشور را در اختيار سفارت انگليس و ژاپن قرار داده است.
- موسويان مدت ها با عوامل اطلاعاتي سرويس هاي انگليس و ژاپن در تماس بوده و حتي صداي او در برخي مذاكرات تلفني نيز ضبط شده است. به طور مثال موسويان در يكي از همين مذاكرات تلفني به طرف خارجي مي گويد با پشتيباني شما مجلس هشتم را فتح خواهيم كرد!
- از منزل موسويان 86 سند به كلي سري و 51 سند سري و محرمانه نظام به دست آمده است.
- برخي اسناد مربوط به دوره قبلي وزارت اطلاعات توسط موسويان به انگليسي ها داده شده است. وي در قبال اين خدمات، ويزاي 5 ساله انگليس را گرفته است.
-موسويان در يك مذاكره پنهاني به طرف انگليسي يادآور شده كه دولت هزينه مركز تحقيقات استراتژيك را كاهش داده و لذا لازم است انگليسي ها در اين باره كمك هايي به مركز نمايند. كه در ازاي اين درخواست طرف انگليسي هزينه برگزاري چند كنفرانس در داخل و خارج كشور را پرداخت كرده است." ****
جهت کمک به اين موکل محترم پيشنهاد مي کنم ايشان در صورتي که موارد بالا را کذب مي دانند از وزير اطلاعات و رئيس جمهور بابت گفتن و مطرح کردن موارد بالا شکايت کنند تا حداقل تکليف ما شهروندان درجه چندم با ارزش نفري يک راي هم مشخص شود و کمتر حرص بخوريم و بدانيم حق با کيست .
* http://www.rajanews.com/News/?26636
** http://hajreza.ir/?id=1201755968
*** http://hamedtalebi.blogfa.com/post-204.aspx
**** http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=662259
هوالمحبوب
با سلام سلامی گرم از جنس بهار از جنس شکفتن و روئیدن گل برگهای شقایق در دشتهای خونین دشت عباس .
اعیاد (عید طبیعت و عید ولادت)بر شما مبارک باد ، شاد باشید و خوشبخت ، موفقیت شما آرزوی ماست.

خدیا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) از انقلاب خمینی محافظت بفرما
خدایا به حق پیامبر اعظم (ص) دشمنان این ملت و این انقلاب را خوار و ذلیل بگردان
خدایا به پهلوی شکسته بی بی دو عالم فاطمه زهرا(ع) دست مرفهین بی درد را از ارکان حکومت اسلامی ما قطع گردان.
خدایا به ناله های مادران شهدای ما به زجه های فرزندان شهدا دست میراث خواران و نامحرمان به این انقلاب را از سر این انقلاب قطع گردان .
خدایا به حق خودت تو را به نام زیبایت قسم می دهم آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد و سید حسن نصرالله را از جمیع بلایا حفظ فرما.
آمین
هوالمحبوب
به لیست جبهه متحد اصولگرایان در تمام ایران رای بدهید
با سلام
برای اتحاد و همراهی مجلس با دولت و انشاالله برای خدمت به مردم و برای مقابله با افراطیون اصلاح طلب و منحرفین از خط امام و مقابله با ریاکاران جبهه اصولگرایی که تنها عنوان اصولگرایی را به یدک می کشند همراه با دیگر دوستان به لیست جبهه متحد اصولگرایان رای می دهم.

امیدوارم دیگه اینها یادشان نرود که باید در مجلس خدمتگذار مردم باشند و تنها برای عزت ایران و ارزشهای انقلابی این مردم و رفاه مردم قانون گذاری کنندو همراه رئیس جمهور محبوب باشند نه بجای همراهی دولت به پابوس دیگران بروندو دولت را در بحرانها تنها بگذارند.همانند مجلس هفتم.
خدایا بخل و تکبر و قدرت طلبی و بی دردی را از نماینده های منتخب ما دور ساز
ليست 30 نفره جبههي متحد اصولگرايان در تهران
۲-روح الله حسينيان بخاطر شجاعتش و عدالتخواهیش و مبارزه اش با باندهای مافیایی او سرلیست بنده است
۳-حجتالاسلاموالمسلمين مرتضي آقاتهراني
۴- مهدي كوچكزاده نمونه مردانی که در مجلس هفتم کم بودند
۵-فاطمه آليا
۶-لاله افتخاري
۷زهره الهيان
۸-حميد رسايي
۹-فاطمه رهبر
1۰- زارعي
۱۱-عليرضا زاكاني
۱۲- سروري
۱۳- نسرين سلطانخواه
۱۴- شهابالدين صدر
۱۵- صفايي
۱۶-الياس نادران
۱۷-حسين نجابت
۱۸- حسين فدايي کاش زیاد راستی نبود
۱۹-اسدالله بادامچيان کاش زیاد راستی نبود
۲۰-محمدرضا باهنر کاش زیاد راستی نبود
۲۱-احمد توكلي کاش زیاد راستی نبود
۲۲-سيد عليرضا مرندي کاش از همان ابتدا از لیست موازی اصولگراها انصراف می داد.
۲۳- حجتالاسلام والمسلمين مصباحي مقدم کاش زیاد راستی نبود و از همان ابتدا از لیست موازی اصولگراها انصراف می داد.
۲۴- علي مطهري به یاد شهید مطهری و ایکاش از همان ابتدا از لیست موازی اصولگراها انصراف می داد.
۲۵- علي عباسپور کاش زیاد راستی نبود و از همان ابتدا از لیست موازی اصولگراها انصراف می داد.
۲۶- حسن غفوريفرد کاش زیاد راستی نبود و از همان ابتدا از لیست موازی اصولگراها انصراف می داد.
۲۷- حميدرضا كاتوزيان کاش از همان ابتدا از لیست موازی اصولگراها انصراف می داد.
۲۸-حجتالاسلاموالمسلمين سيد رضا اكرمي کاش از همان ابتدا از لیست موازی اصولگراها انصراف می داد.
۲۹- اسماعيل كوثري کاش از همان ابتدا از لیست موازی اصولگراها انصراف می داد.
۳۰- غلامعلي حدادعادل بخاطر ضعف ایشان در مجلس هفتم در رده آخر قرارش می دهم .و کاش از همان ابتدا از لیست موازی اصولگراها انصراف می داد.
هوالمحبوب
با سلام
درود ما نیز بر مجید مجیدی
برگرفته از سايت خانم فاطمه رجبي
۱- "مجید مجیدی" با قرائت "بیانیه زهرایی (عليها السلام)" خود؛ دَین خود را به اسلام و قرآن و پیامبر عظیمالشأن حضرت ختمی مرتبت ادا کرد. او با نگاشتن و خواندن "دفاعیه دینی" خویش اعلام نمود که "یک صدا" در ایران اسلامی علیه "ارتداد و مرتد" وجود دارد، و این یعنی "تنها فرد زنده در ایران".
پاداش او با زهرای مرضیه عليها السلام، و وعده دیدار او با پیامبر صليالله عليه و آله و سلم بر او مبارک باد!
آفرین بر "مجیدی" که تشیع علوی عليهالسلام را با "مشی فاطمی عليها السلام"، تنهای تنها دنبال نمود.
2. دکتر احمدینژاد، در پایان جلسه دولت، در حراست از قرآن کریم و حمایت از رسالت رسول الله صليالله عليه و آله، اعلام موضع کرد و نسبت به "منکر قرآن و پیامبر صليالله عليه و آله و سلم" جملاتی را بیان داشت.
گرچه طبق معمول "رسانه شخصی ضرغامی"، ضرورتی در پخش صدای رئیسجمهور ندید، تا ملت برای نخستینبار صدای یک مقام عالیرتبه کشور را در اعلام وجود علیه مرتدین بشنود"، اما پیامبر اکرم صليالله عليه و آله و سلم شنید، و دلهای مؤمنان آن را پاسداری خواهد کرد.
به هر روی احمدینژاد پرچمدار شیعیگری در جهان اسلام گردیده، و اوست که به عنوان اولین رئیس دولت اسلامی ایران، نه تنها از "دینداری" و "دینمداری" شرمنده نیست، بلکه "منجیگرایی" را در "ترویج و نهادینهسازی" گفتمان ویژه خویش قرار داه است.
و اینک احمدینژاد در میان دارندگان لباس روحانی که یا بر "مجمع تشخیص مصلحت" تکیه زدهاند، و یا در "بنیاد باران"، "باران اصلاحطلبی برانداز و دینسوز" را فراهم میآورند، یا در منبر پیامبر صليالله عليه و آله و سلم همه اعتقادات دینی احمدینژاد و خیل پیروانش (یعنی ملت ایران به استثنای توسعهمحوران و اصلاحطلبان) را "خرافهگرایی" میخوانند، و یا برای رسیدن به مجلس و ریاستجمهوری، هر راهکار قدرتطلبانهای را دنبال میکنند. "یکه و تنها" خود را موظف به "دفاع از حریم قرآن و پیامبر نمود"، یقیناً این سخنان دینمدارانه وی هم با "انبوه تخریب کارشناسانه و اصولگرایانه و اصلاحطلبانه" در پروژه "تشخیص مصلحت" رويارو خواهد شد.
3- به یاد میآورم "خفت و خواری و نکبت دوران سیاه اصلاحات را که در یورش برون مرزی و درون مرزی به ساحت مقدس پیامبر اکرم صليالله عليه و آله و سلم و سکوت و بیتفاوتی حاکمیت و غیرحاکمیت، مقالهای با این عنوان نوشتم: "یا رسول الله همه شرمندهایم".
و از آنجا که بیم چاپ نشدنش را داشتم، گوشه صفحه خطاب به مدیر مسؤول نشریه متذکر شدم: این نوشته را برای توشه آخرت نوشتهام، التماس میکنم آن را چاپ کنید.
4- 16 سال حاکمیت "توسعه واصلاحات"، "سکولاریزم اسلامی"؟!! را در ایران ترویج کرد، که "برجستهترین ثمره آن"، "بی تفاوتی، سکوت و خمودی" در برابر "ارتداد و مرتدین" است. وقتی هاشمی رفسنجانی اظهار میکند چه فرقي ميكند چهكسي خليفه اول باشد و آنگاه که "خاتمی" پس از 8 سال دینستیزی، در ایتالیا "مذهبسوزی" هم میکند، و زمانی که "منبر پیامبر" جایگاه "حسن روحانی" میشود تا خشم و کینه خود را نسبت به سلطهستیزی احمدینژاد، در "معارضه با منجیگرایی" ابراز نموده، و هرگونه باور به امام عصر عجلالله تعالي فرجهالشريف را "خرافهگرایی" بخواند و... روشن است که "ارتداد" و "مرتد"، "روشنفکري" و "روشنفكر" است و "فرهيخته" و "عزیز" است و "قابل تقدیر"، که این یعنی حاکمیت جامعه چند صدایی، و این یعنی بروز جامعه مدنی و این یعنی ثمره 16 سال بیفرهنگی و ...
5- در 16 سال حاکمیت توسعه و اصلاحات و 2 سال و اند گذشته، راهکارهای "استوانه"ها، "برجسته"ها و "ارکان" پیشساخته، "تشخیص مصلحت" سبب شد تا "تشیع به قربانگاه برود"، "اسلام در مسلخ ذبح شود"، "قرآن" با "تعدیل" و "تحریف" و "هتک" و "اهانت" تفسیر شود، تا روشن شود که "ما اصلاحطلبیم" و "توسعهمحور" و ما تحمل مخالف داریم و ما به آزادی اندیشه احترام میگذاریم؟ اما اندیشههای ارتدادی و مخالفان قرآن و اسلام و تشیع نه مخالفت با مافیای قدرت و ثروت و مخالفت با اندیشهسوزان و چپاولگران!
5- "حاج فرج دباغ"، "دکتر سروش توسعهگران و اصلاحطلبان"، مأموری است معذور! یعنی یکی از مأموران است که با گفتههای خود اصلاحطلبی و توسهمحوری را در بعد فرهنگی تبیین و تفسیر میکند. مگر این فرد "ایدئولوگ" اصلاحطلبان و شخص "خاتمی" نبوده و نیست؟ مگر او دست پرودههایی چون "آغاجری" و "سعید حجاریان" و غیره ندارد؟
6- اگر اين پروژه "تشخیص مصلحت" چند سال پیش "قاضی شجاع و دینداری که حکم ارتداد آغاجری" را صادر کرد، در بمباران "تخریب قرار نمیداد" و اگر "تشخیص مصلحت" به خاتمی و ابطحی و امثالهم القاب "حجتالاسلام و المسلمین" نمیبخشد، و اگر "تشخیص مصلحت"، "نشریه موج" و مشابه آن را در بستر مهر و نوازش خود قرار نمیداد، امروز انکار رسالت پیامبر و قرآن کریم از سوی این مزدور به راحتی منتشر نمیشد، و "مرگبار تشخیص مصلحت" آن را راحتِ راحت نمیشنید.
7- واقعیت آن است که در این کشور سالهاست "حرف دینزدن مجازات دارد"، چه "پیروی از ابوذر باشد علیه زراندوزان و کاخنشینان" و چه ترویج مهدیگرایی باشد که اخطار به "توسعهچی"ها و "اصلاحطلب"ها است!
این مجازات، زندان و شلاق نیست، بلکه تخریب هست و اتهام، افترا هست و توهین و در این میان "تیغ برنده همیشه برای دشمنان" در جناح راست "بیداد بیشتری" میکند، چرا که این عمل- تخریب دینداران- تشخیص مصلحت است و میدان دادن به دینسوزان هم تشخیص مصلحت.
راستی آیا "عبدالکریم سروش" در انتخابات نهم از "مهدی کروبی" حمایت نکرد؟ و مگر کروبی لباس روحانیت به تن ندارد؟ اعوذبالله من الشیطان الرجیم.
8- در یک سایت نوشتهای- نمیدانم با چه ادبیاتی- در ارتباط با آقای سیدحسن خمینی نوشته شد، راست و چپ، مسلمان و ملحد، انقلابی و ضدانقلابی همه "خمینیدوست" شدند و بر سر و سینهزنان خواهان برپایی دار مجازات برای صاحب سایت که دست آخر هم دو روز زندان رفت و با وثیقه، منتظر مجازات سنگین! به اصطلاح مرجعی، سینهچاک کرد، و هاشمی در خطبه جمعه گریست و کروبی فریاد کرد و حسن روحانی با اعتقاد امام زمان به معارضه پرداخت چون همیشه! و همه اینها "اعتراض" بود به توهین به سیدحسن خمینی!
امروز رسالت پیامبر خاتم و قرآن او در کشور امام زمان، به وسیله کسی که سالها مورد حمایت همین افراد بوده و امروز نیز "ایدئولوگ مذهبی اصلاحطلبی است" انکار شده است. آیا یک مسلمان در این کشور نیست كه از اين درد بميرد؟
نفرین بر توسعه و مرگ بر اصلاحطلبی، لعنت خدا بر دینسوزانی که هم در حاکمیت و هم اینک در محافل و مراکز و مجالس "حس تشخیصشان" حمایت از افراد است و نه اسلام، و داغشان برای "اموال" است نه قرآن!
و رحمت بیکران پیامبر اکرم که در آستانه 28 صفر مورد "نفی سروش" واقع شده بر "مجیدمجیدی" که همه شیعیگرایی خود را در طبق اخلاص نهاد.
آیا "اعتقاد شیطانی" سروش که با "بروز فضاحتبار" ننگ را برای ایرانیان ارمغان داشت، کمتر از ارتداد "سلمان رشدی" است؟ هرگز چنین نیست که او "رمان" نوشت و این "تفسیر دین" میکند!